وای باران باران

Way Baran Baran

Ahmad Zahirحفظ موسیقی ملیاستودیو · دری

متن آهنگ

به‌روزرسانی متن · July 2026

آوانویسی (تلفظ لاتین)

Wai baran! baran! Shishaye panjara ra baran shost Az dile man ama Chi kase naqshe tu ra khwahad shost?

Char faslash hama arastagist Man chi medanestam Habat bad zemestanist Sabza mepazhmorad az be abi

Ah chi royaye tamah gar Ah chi paywande samimyatha Chi omide batele Chi omide batele

متن اصلی

واي، باران؛ باران ؛ شيشه ي پنجره را باران شست از دل من اما چه كسي نقش تو را خواهد شست؟

چارفصلش همه آراسته گي ست من چه مي دانستم هيبت باد زمستاني ست من چه مي دانستم سبزه مي پژمرد از بي آبي

آه چه رویای که طمع گر آه چی پیوند صمیمیت ها چه امید باطلی چه امید باطلی

وای باران باران — فراخوانِ محلیِ باران، معشوق در هیئتِ بارانی که زمینِ تشنه را جان می‌بخشد. از مستقیم‌ترین پیوندهای او با جهانِ طبیعیِ افغانستان.

درباره این ضبط

وای باران، باران — فراخوانی محلی برای باران، کهن‌تر از هر شعری، ریشه‌دار در دعای مردمی که بقایشان به آسمان بسته بود. احمد ظاهر دعا را از دینش می‌پیراید اما شتابش را نگه می‌دارد: گوینده به باران همان‌قدر نیازمند است که زمینِ ترک‌خورده، همان‌گونه که بی آن هیچ نمی‌روید.

این همان رگهٔ حفظِ فرهنگِ محلیِ اوست، که بی ذره‌ای تفاخر به سنتِ روستا پا می‌گذارد و مصالحی را ضبط می‌کند که کابلِ جهان‌وطنِ دههٔ ۱۹۷۰ شاید آن را برای یک ستاره بیش از حد ساده و ولایتی می‌شمرد.

آهنگ‌های بیشتر