Ahmad Zahir

میراث

تأثیر فرهنگی · موسیقی عصر طلایی افغانستان · پیوند دیاسپورا

کابل · دهه ۱۳۴۰–۱۳۵۰

عصر طلایی از دست رفته

برای درک اینکه موسیقی احمد ظاهر چه چیزی را نمایندگی می‌کند، باید بفهمیم کابلِ دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ چگونه شهری بود. کابل در آن سال‌ها پایتختی آزاد و جهان‌وطن بود — شهری با دانشگاه‌ها و سینماها، با موسیقی جاز در هتل اینترکانتیننتال، با رادیو افغانستان که صدایش به سراسر کشور و منطقه می‌رسید.

احمد ظاهر محصول این کابل بود. پدرش، دکتر عبدالظاهر، هم رئیس پارلمان و هم صدراعظم افغانستان بود — جایگاهی که خانواده را در مرکز آزمایش قانون اساسی دهه ۱۳۴۰ قرار می‌داد. احمد ظاهر در محیطی بزرگ شد که دولت مدرنی در حال ساخته شدن بود، و او در موسیقی چیزی موازی ساخت: صدای مدرن افغانی که از همه جا وام می‌گرفت و به همه جا تعلق داشت.

انقلاب ثور آوریل ۱۳۵۷ این دوران را با قطعیت درهای بسته پایان داد. کودتای کمونیستی، به دنبالش تهاجم شوروی، زنجیره‌ای از رویدادها را در پی داشت که اکثر آن نسل را کشت یا آواره کرد. احمد ظاهر از اولین‌ها بود.

موسیقی‌اش به نماد آنچه از دست رفت تبدیل شد — نه به این دلیل که تنها موسیقی آن دوران بود، بلکه چون صدایش چیزی از خودآگاهی آن شهر را ثبت کرده بود که هیچ عکس یا فیلمی موفق نشده بود.

۱۳۵۸–۱۳۸۰

سرکوب و بقا

حکومت کمونیستی که ترتیب قتل او را داد به همین بسنده نکرد. ضبط‌هایش از رادیو افغانستان ممنوع شد. تصویرش از فضای عمومی حذف شد. دستگاه دولت برای پاک کردن یادش به کار گرفته شد — یعنی برای پاک کردن نوع خاصی از مدرنیته افغانی که او نمایندگی می‌کرد.

نتیجه‌ای نداشت. موسیقی‌اش از طریق تنها فناوری که رژیم نمی‌توانست کاملاً کنترل کند زنده ماند: نوار کاست.

در سال‌های اشغال شوروی و جنگ داخلی پس از آن، ضبط‌های احمد ظاهر به صورت زیرزمینی دست به دست می‌گشت. شنوندگان شگردهایی برای گذر از پست‌های بازرسی پیدا کرده بودند: نوار تلاوت قرآن را در دستگاه ضبط نگه می‌داشتند و نوار احمد ظاهر را زیر صندلی پنهان می‌کردند. اگر سربازی آن‌ها را متوقف می‌کرد، قرآن را نشان می‌دادند. مقدس محافظ نامقدس بود.

وقتی طالبان در سپتامبر ۱۹۹۶ کابل را تصرف کردند، موسیقی را به طور کامل ممنوع کردند و مقبره او را در قبرستان شهدای صالحین تخریب کردند. طرفدارانش آن را دوباره ساختند.

مقبره بازسازی‌شده در سال‌های پس از ۲۰۰۱ به یکی از پربازدیدترین مکان‌های کابل تبدیل شد. مردم گل می‌آوردند، موسیقی‌اش را پخش می‌کردند. روز مرگش — ۱۴ ژوئن — به یادواره‌ای غیررسمی تبدیل شد که توسط کسانی برگزار می‌شد که هرگز او را ندیده بودند.

سراسر جهان

پیوند دیاسپورا

دیاسپورای افغانستان یکی از بزرگترین‌های جهان است — نتیجه چهار دهه آوارگی پیوسته: جنگ شوروی، جنگ داخلی، طالبان، سال‌های پس از ۲۰۰۱، سقوط کابل در ۲۰۲۱. افغان‌ها اکنون در ایران، پاکستان، اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا متمرکزند، اما در هر قاره‌ای حضور دارند.

موسیقی احمد ظاهر در دیاسپورا همان کارکردی را دارد که برخی عکس‌ها دارند: شاهدی که آن مکان واقعی بود، که مردم در آن به عنوان انسان‌های کامل زندگی می‌کردند پیش از آنکه به صحنه فاجعه تبدیل شود.

برای نسلی که خارج از افغانستان به دنیا آمد — در کمپ‌های پناهندگی تهران، در حومه‌های هامبورگ یا تورنتو — موسیقی او نه خاطره که میراث است. آن‌ها کابل دهه ۱۳۴۰ را تجربه نکرده‌اند؛ پدران و مادربزرگشان کرده‌اند. اما ضبط‌ها چیزی را با خود می‌برند که از زندگی‌نامه فراتر می‌رود: کیفیتی از مکان، احساسی از آنچه افغانستان توانایی داشت باشد.

به همین دلیل است که ضبط‌های یوتیوب احمد ظاهر میلیون‌ها بازدید دارد از حساب‌هایی که در زمان حیات او وجود نداشتند، و بخش‌های نظرات پر است از پیام‌هایی به دری، پشتو، انگلیسی، آلمانی — نسل دوم و سوم دیاسپورا که می‌نویسند این موسیقی در آن‌ها احساسی نسبت به کشوری برمی‌انگیزد که هرگز در آن نبوده‌اند.

میراثش نوستالژی نیست، هرچند نوستالژی در خود دارد. مستندسازی یک امکان است — گواهی از آنچه فرهنگ افغانستان در اوج اعتماد به نفس و گشودگی‌اش می‌توانست باشد.

Afghanistan's Golden Era

احمد ظاهر تنها نبود. دوران طلایی موسیقی افغانستان در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ صداهای متعددی تولید کرد که هر کدام برای نسل‌ها ماندگار شدند.

ناشناس

Nashenas

خواننده و شاعر

ناشناس، متولد ۱۹۳۵ در قندهار، نزدیک‌ترین همتای معاصر احمد ظاهر بود. هر دو در سنت غزل کار می‌کردند و هر دو موسیقی کلاسیک را با پاپ ترکیب کردند. ناشناس دارای دکترا در ادبیات پشتو از مسکو بود و از دهه ۱۹۹۰ در لندن زندگی کرده است.

استاد محوش

Ustad Mahwash

خواننده و نخستین زن استاد

استاد فریده محوش، متولد ۱۹۴۷، اولین زنی است که در افغانستان لقب افتخاری «استاد» را دریافت کرد — در سال ۱۹۷۷، همزمان با دوران طلایی احمد ظاهر. او نزد استاد حسین خان ساراهنگ آموزش دید و به ستاره رادیو تبدیل شد. پس از انقلاب ثور مجبور به فرار شد و در نهایت در آمریکا پناهندگی گرفت.

احمد ولی

Ahmad Wali

خواننده غزل و پاپ

احمد ولی برادر کوچک‌تر احمد ظاهر بود که در دهه ۱۹۷۰ در افغانستان به محبوبیت رسید و راه برادرش را در موسیقی غزل و پاپ دنبال کرد. پس از انقلاب ثور، در سال ۱۹۸۰ با گذرنامه جعلی از کشور گریخت و در نهایت در آلمان ساکن شد. نام او در کنار نام برادرش تا ابد در حافظه تاریخی موسیقی افغانستان باقی خواهد ماند.

استاد رحیم خوشنواز

Ustad Rahim Khushnawaz

نوازنده رباب

استاد رحیم خوشنواز از هرات، یکی از بزرگترین نوازندگان رباب افغانی در تاریخ بود. فرزند امیر جان خوشنواز، نوازنده چند ساز و خواننده‌ای بود که موسیقی کلاسیک کابل را در دهه ۱۹۳۰ به هرات آورد. استاد رحیم در همراهی با خوانندگان غزل — از جمله در عصر احمد ظاهر — مشهور بود. در سال ۲۰۱۱ درگذشت.