بهارست و سمن و افغان

Baharst O Saman O Afghan

Ahmad Zahirحفظ موسیقی ملیاستودیو · دری

متن آهنگ

به‌روزرسانی متن · July 2026

English Translation

It is spring and jasmine — and I have no lament about Afghanistan For I have no road toward the garden

You scatter your hem to my dust, but I Will become dust and not have your hand from my hem

Who will cure my pain — for I cannot see A physician from whom I have hidden no pain?

آوانویسی (تلفظ لاتین)

Baharst o saman o afghan nadaram Ke rahe ba soye gulestan nadaram

Tu daman ba khakam feshani wale man Shawam khak o dastat o damaan nadaram

Ke darmane dardam konad choon nabinam Tabibe ka-azo dard penhan nadaram?

Man o nalaye shab ke ba khatme ashiq Salah shoda soye ba maidan nadamaram

متن اصلی

بهارست و سامان و افغان ندارم که راهی بسوی گلستان ندارم

تو دامن به خاکم فشانی ولی من شوم خاک و دستت ز دامان ندارم

که درمان دردم کند چون نبينم طبيبی کزو درد پنهان ندارم؟

من و ناله شب که با ختم عاشق صلاح شده سويی به ميدان ندارم

آگهی / تبلیغات

بهار است و سمن است و افغان — سرودِ بهاریِ میهنی، فصل، گلِ سمن، و خودِ افغانستان با هم نامیده‌شده چون سه رخِ یک حقیقتِ زیبا.

درباره این ضبط

«بهار است و سمن است و افغان» یگانه‌سازیِ سه‌گانه‌ای می‌کند: فصلِ تجدید، گلِ سمن که گلِ ملیِ افغانستان است، و خودِ افغانستان — در یک نفس کنارِ هم آورده‌شده چنان‌که گویی رخ‌های یک چیزند. سرودی است از غرورِ ملی که از زبانِ زیباییِ طبیعی گذر داده شده.

سمن انتخابی دلبخواه نیست: به‌طور خاص با فرهنگ و چشم‌اندازِ افغان پیوند دارد، گل‌های سپید و عطرِ تندش با سنتِ باغ که شعر افغان همیشه ستوده گره خورده است. نام‌بردنِ بهار و سمن در کنارِ افغانستان یعنی گفتنِ اینکه این سرزمین به همان اندازه طبیعی و زیباست که آن دو.

آهنگ‌های بیشتر