بهارست و سمن و افغان
Baharst O Saman O Afghan
متن آهنگ
بهروزرسانی متن · July 2026English Translation
It is spring and jasmine — and I have no lament about Afghanistan For I have no road toward the garden
You scatter your hem to my dust, but I Will become dust and not have your hand from my hem
Who will cure my pain — for I cannot see A physician from whom I have hidden no pain?
آوانویسی (تلفظ لاتین)
Baharst o saman o afghan nadaram Ke rahe ba soye gulestan nadaram
Tu daman ba khakam feshani wale man Shawam khak o dastat o damaan nadaram
Ke darmane dardam konad choon nabinam Tabibe ka-azo dard penhan nadaram?
Man o nalaye shab ke ba khatme ashiq Salah shoda soye ba maidan nadamaram
متن اصلی
بهارست و سامان و افغان ندارم که راهی بسوی گلستان ندارم
تو دامن به خاکم فشانی ولی من شوم خاک و دستت ز دامان ندارم
که درمان دردم کند چون نبينم طبيبی کزو درد پنهان ندارم؟
من و ناله شب که با ختم عاشق صلاح شده سويی به ميدان ندارم
بهار است و سمن است و افغان — سرودِ بهاریِ میهنی، فصل، گلِ سمن، و خودِ افغانستان با هم نامیدهشده چون سه رخِ یک حقیقتِ زیبا.
درباره این ضبط
«بهار است و سمن است و افغان» یگانهسازیِ سهگانهای میکند: فصلِ تجدید، گلِ سمن که گلِ ملیِ افغانستان است، و خودِ افغانستان — در یک نفس کنارِ هم آوردهشده چنانکه گویی رخهای یک چیزند. سرودی است از غرورِ ملی که از زبانِ زیباییِ طبیعی گذر داده شده.
سمن انتخابی دلبخواه نیست: بهطور خاص با فرهنگ و چشماندازِ افغان پیوند دارد، گلهای سپید و عطرِ تندش با سنتِ باغ که شعر افغان همیشه ستوده گره خورده است. نامبردنِ بهار و سمن در کنارِ افغانستان یعنی گفتنِ اینکه این سرزمین به همان اندازه طبیعی و زیباست که آن دو.