شکایت دارم

Shekayat Darum

Ahmad Zahirآثار ماندگاراستودیو · دری

متن آهنگ

به‌روزرسانی متن · July 2026

آوانویسی (تلفظ لاتین)

Shekayat daram Hawala dar ba tu megoyam

Ze daste dida o dil har do faryad Har anche dida binad dil konad yad Besazam khanjare nokash ze folad Zanam bar dida ta dil gardad azad

Kaman abro kamanat ra bebosam Sonan mezhgan sonanat ra bebosam Kamand afgan begir an gesoan ra Sadaf dandan, labanat ra bebosam

Ze rahe dida dar dil khana kardi Ze pasti (sepas in) khana ra wairana kardi Nagoyam ze anche kardi ya nakardi Faqat yak gap mara dewana kardi

متن اصلی

شکايت دارم حواله دار به تو ميگويم

ز دست ديده و دل هر دو فرياد هر آنچه ديده بيند دل کند ياد بسازم خنجری نوکش ز فولاد زنم بر ديده تا دل گردد آزاد

کمان ابرو کمانت را ببوسم سنان مژگان سنانت را ببوسم کمند افگن بگير آن گيسوان را صدف دندان، لبانت را ببوسم

ز راه ديده در دل خانه کردی ز پستی (سپس این) خانه را ويرانه کردی نگويم ز آنچه کردی يا نکردی فقط يک گپ؛ مرا ديوانه کردی

شکایت دارم — طرحِ رسمیِ یک گله، معشوق به حساب کشیده می‌شود. دریافتِ غزل از اینکه عشق به عاشق حقِ گله‌کردن می‌دهد.

درباره این ضبط

شکایت دارم — و ترانه آن را رسمی می‌گیرد، عشق همچون قراردادی که معشوق آن را شکسته. گله، شکایت، حرکتی به‌رسمیت‌شناخته است: عشق بر هر دو سو تعهد می‌آورد، و سردیِ معشوق را می‌توان کوتاهی در ادای آن نامید. احمد ظاهر هرگز نمی‌گذارد لوس بنماید. چون مردی می‌نماید که سنجیده چه بر او رواست و دریافته که آن را نگرفته، و وقارِ ادا همان است که گله را واقعی می‌نماید نه نمایشی.

آهنگ‌های بیشتر