شبهای ظلمانی
Shab Haye Zulmani
متن آهنگ
بهروزرسانی متن · July 2026آوانویسی (تلفظ لاتین)
Shabhay zolmani, myane toofanha Awara qalbe man dar dasht o byabanha Ba sad armanha Aberhay siyaa, bar rokhe akhtaran Ashk o az chashme man rawan shod cho baranha Ba sad armanha
Shor tu dar sare man, ishqe tu dar dile man Naqsh tu jawedani Shabhay tar be tu, rezam sereshke gham(rezam ze dida e dil) Sereshke harghawani
Shame feraq sar rasid, sobhe omid tera shod Bad dil setarahay shab, ze yas o ranj khera shod Arezo khak shod, chashem dar intezar, dar omid o wesal Sharhe jan soze man beland shod ba asemnaha Ba sad armanha
Ay khosh aan shabhay mahtab ke dar kenar man bodi Ya ba gulzar o bostanha, dar ikhtyare man bodi Gozashot aan zamanha, khazan shod aan baharha, ba dil bemand daghha Arezo khak shod, chashem dar intezar, dar omid bahar Zar shod paykaram Ashk az chashm rawan shod cho baranha Ba sad armanha
متن اصلی
شبهاي ظلمانی، ميان طوفان ها آواره قلب من در دشت و بيابانها با صد ارمان ها ابر ها سياه، بر رخ اختران اشک از چشم من روان شد چو بارانها با صد ارمان ها
شور تو در سر من، عشق تو در دل من نقش تو جاودانی شبهاي تار بی تو، ريزم سرشک غم (ریزم ز دیده ای دل) سرشک ارغوانی
شام فراق سر رسيد، صبح اميد تيره شد به دل ستاره های شب، ز يأس و رنج خيره شد آرزو خاک شد، چشم در انتظار، در اميد وصال شرح جان سوز من بلند شد به آسمانها با صد ارمان ها
ای خوش آن شبهای مهتاب که در کنار من بودی يا به گلزار و بستان ها، در اختيار من بودی گذشت آن زمانها، خزان شد آن بهار ها، به دل بماند داغ ها آرزو خاک شد، چشم در انتظار، در اميد بهار، زار شد پيکرم اشک از چشم روان شد چو باران ها با صد ارمان ها
شبهای ظلمانی — یکی از حزینترین ضبطهای دوران طلایی او؛ تصویرِ تاریکیِ سنگین که هم بارِ شخصی دارد و هم، در نگاهِ پسین، پژواکی سیاسی در افغانستانِ دههٔ ۱۹۷۰.
درباره این ضبط
«شبهای ظلمانی» نام و حالوهوای کاست جلد سوم را میسازد: جدایی، اشتیاقی که هرگز فرو نمینشیند، ساعتهای دراز دل. شب در این شعر عنصر طبیعیِ عاشق است. روز از آنِ جهانِ کنش و همنشینی است؛ زندگیِ درونیِ اشتیاق در تاریکی میماند.
ضبطشده در ۱۹۷۴، آن تاریکی هنوز تنها تاریکیِ یک عاشق بود. چند سال بعد کشور در کودتا و انقلاب فرو میافتاد، و مهاجرانی که امروز موسیقی او را با خود میبرند این شبها را در برابر هر آنچه پس از آن آمد میشنوند. این ضبط سنگینتر از آنی از کار درآمد که شنوندهٔ خودش میتوانست بداند.