پیری رسد فصل جوانی

Peeri Rased Fasle Jawani

Ahmad Zahirآثار ماندگاراستودیو · دری

متن آهنگ

به‌روزرسانی متن · July 2026

English Translation

Old age has come and the season of youth has passed Did you see, O heart, how life passed without our knowing

What hope can old age hold for us now When youth itself passed before me with eyes wet with tears

May it drown — that ship of a lifetime that day and night Sailed through a sea of tears and blood of the liver

It slipped from my hands; my soul reached my lips I fell and the water passed over my head

آوانویسی (تلفظ لاتین)

Piri rasido fasle jawani degar gozasht Didi dila ke omro chesan bekhabar gozasht

Mara degar che chashme omide ze pirst Kaz peshe man jawani ba chashme tar gozasht

Ay gharqa bad keshteye omre ke roz o shab Dar bahr aab dida o khone jigar gozasht

Az dast kar man shod o janam balab rasid Az pa dar oftadam o aabam ze sar gozasht

متن اصلی

پيری رسيد و فصل جوانی دگر گذشت ديدی دلا که عمر چسان بی خبر گذشت

ما را دگر چه چشم اميدی ز پيری است کز پيش من جوانی با چشم تر گذشت

ای غرقه باد کشتی عمری که روز و شب در بحر آب ديده و خون جگر گذشت

از دست کار من شد و جانم بلب رسيد از پا در افتادم و آبم ز سر گذشت

آگهی / تبلیغات

پیری رسد فصلِ جوانی — برخوردِ پیش‌رویِ زمان با اشتیاقی که از آنِ جوانی است. از فلسفی‌بارترین ضبط‌های او از نشست‌های آغازین.

درباره این ضبط

پیری در فصلِ جوانی رسیده، و ترانه می‌گذارد زمان و اشتیاق به هم بخورند. خواننده میانِ سال‌هایی که از آنِ خواستن‌اند و نخستین نشانه‌های سنی که هم‌اکنون سر می‌زند گرفتار است. شعر فارسی این را جدی می‌گیرد: اشتیاق چون چیزی نزدیک به کیهانی انگاشته می‌شود، و کم‌رنگ‌شدنش چون فقدانی واقعی.

بار از زندگی‌نامه می‌آید. احمد ظاهر آن را در نشست‌های آغازینِ ۱۹۷۱، در میانهٔ بیست‌سالگی‌اش ضبط کرد. مردانِ جوان در این سنت همیشه دربارهٔ پیرشدن نوشته‌اند — حکمت، چنان‌که فهمیده می‌شد، هرگز به انتظار نیاز نداشت.

آهنگ‌های بیشتر