میروی از من لبریز فغانم
Merawi Az Man Labrez Feghanam
متن آهنگ
بهروزرسانی متن · July 2026آوانویسی (تلفظ لاتین)
Merawi az man o labreze feghanam, chi konam Meshawi duro az ein gham negaranam, chi konam
Khwahi atash ba ghroram zan o khahi benawaz Dostat daram o tarkat natawanam, chi konam
Tu talabgare jawanhay por awaza shodi Man ke yak adame be naam o neshanam, chi konam
متن اصلی
ميروی از من و لبريز فغانم، چه کنم ميشوی دور و ازين غم نگرانم، چه کنم
خواهی آتش به غرورم زن و خواهی بنواز دوستت دارم و ترکت نتوانم، چه کنم
تو طلبگار جوانهای پر آوازه شدی من که يک آدم بی نام و نشانم، چه کنم
میروی از من لبریزِ فغانم — رفتنِ معشوق چون علتِ اندوهی چنان تمام که مهار نمیشود. خودِ رفتن همچون خشونتی بر آن که جا میماند.
درباره این ضبط
میروی و مرا لبریزِ فغان میگذاری، و «لبریز» اندوه را جسمانی میکند، بیش از آنکه در ظرفِ خویشتن بگنجد. رفتنِ معشوق با چشماندازِ درون کاری کرده که نمیتوان مهار یا پنهانش کرد؛ از لبهها سرریز میکند. همین تصویرِ سرریز تمامِ کلید است. این اندوهی آرام نیست بلکه اندوهی است که از توانِ نگهداشتنِ خواننده فراتر میرود، پاسخِ درخورِ رفتنی که، به سنجشِ او، از مرزهای عادیِ فقدان گذشته است.