مرگ من روز فرا
Marge Man Roze Faraa
متن آهنگ
بهروزرسانی متن · July 2026English Translation
One day the hour of my death will come In a spring bright with waves of light
The earth calls me to itself at every moment They will come along the road to lay me in the ground
Ah, perhaps my beloveds at midnight Will lay flowers on my sorrowful grave
Later, rain and wind Will softly wash my name from the face of the stone
My grave will remain unknown along the road Free from the tales of name and shame
آوانویسی (تلفظ لاتین)
Marge man roze faraa khwahad rasid Dar bahare rawshan az amwaje noor
Khak mekhwanad mara har dam ba khwesh Merasand az rah ke dar khakam nehand
Ah shayad ashiqanam nema shab Gul ba roye gore ghamnakam nehand
Bahd ha naame mara baran o baad Narm meshoyand az rokhsare sang
Gore man gomnaam memand ba rah Faregh az afsanahaye naam o nang
متن اصلی
مرگ من روزی فرا خواهد رسيد در بهاری روشن از امواج نور
خاک ميخواند مرا هر دم به خويش ميرسند از ره که در خاکم نهند
آه شايد عاشقانم نيمه شب گُل به روی گور غمناکم نهند
بعد ها نام مرا باران و باد نرم می شويند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه فارغ از افسانه های نام و ننگ
مرگ من روزِ فرا — ضبطی که پس از ترورِ او در ۱۴ جونِ ۱۹۷۹ بارِ زندگینامهای یافت. پیشگویی یا قرارِ شاعرانه — شنونده دیگر مطمئن نمیتواند بود.
درباره این ضبط
«مرگ من روزِ فرا» را دیگر نمیتوان بیغبار شنید، چون از پیش میدانیم داستان چگونه پایان میگیرد. آیا آن را چون چرخشِ متعارفِ غزل بهسوی مرگ میخواست یا چیزی نزدیکتر به ۱۹۷۹ خودش — نمیتوان قطعی گفت. آنچه یقینی است اینکه آن را در ماههای پیش از کشتهشدنش در سیوسومین سالگرد تولدش ضبط کرد.
شعر فارسی همیشه از نزدیکشدنِ مرگ برای بخشیدنِ فوریت به هر آنچه خواننده میگوید بهره برده است. اینجا آن فوریت عاریتی نیست. سندی است از مردی که، در سطحی، گویا میدانست زمانش کوتاه است — فارغ از آنکه از شکلی که آن مرگ میگرفت چه میدانست یا نمیدانست.