مرگ من روز فرا

Marge Man Roze Faraa

Ahmad Zahirآثار ماندگاراستودیو · دری

متن آهنگ

به‌روزرسانی متن · July 2026

English Translation

One day the hour of my death will come In a spring bright with waves of light

The earth calls me to itself at every moment They will come along the road to lay me in the ground

Ah, perhaps my beloveds at midnight Will lay flowers on my sorrowful grave

Later, rain and wind Will softly wash my name from the face of the stone

My grave will remain unknown along the road Free from the tales of name and shame

آوانویسی (تلفظ لاتین)

Marge man roze faraa khwahad rasid Dar bahare rawshan az amwaje noor

Khak mekhwanad mara har dam ba khwesh Merasand az rah ke dar khakam nehand

Ah shayad ashiqanam nema shab Gul ba roye gore ghamnakam nehand

Bahd ha naame mara baran o baad Narm meshoyand az rokhsare sang

Gore man gomnaam memand ba rah Faregh az afsanahaye naam o nang

متن اصلی

مرگ من روزی فرا خواهد رسيد در بهاری روشن از امواج نور

خاک ميخواند مرا هر دم به خويش ميرسند از ره که در خاکم نهند

آه شايد عاشقانم نيمه شب گُل به روی گور غمناکم نهند

بعد ها نام مرا باران و باد نرم می شويند از رخسار سنگ

گور من گمنام می ماند به راه فارغ از افسانه های نام و ننگ

آگهی / تبلیغات

مرگ من روزِ فرا — ضبطی که پس از ترورِ او در ۱۴ جونِ ۱۹۷۹ بارِ زندگی‌نامه‌ای یافت. پیش‌گویی یا قرارِ شاعرانه — شنونده دیگر مطمئن نمی‌تواند بود.

درباره این ضبط

«مرگ من روزِ فرا» را دیگر نمی‌توان بی‌غبار شنید، چون از پیش می‌دانیم داستان چگونه پایان می‌گیرد. آیا آن را چون چرخشِ متعارفِ غزل به‌سوی مرگ می‌خواست یا چیزی نزدیک‌تر به ۱۹۷۹ خودش — نمی‌توان قطعی گفت. آنچه یقینی است اینکه آن را در ماه‌های پیش از کشته‌شدنش در سی‌وسومین سالگرد تولدش ضبط کرد.

شعر فارسی همیشه از نزدیک‌شدنِ مرگ برای بخشیدنِ فوریت به هر آنچه خواننده می‌گوید بهره برده است. این‌جا آن فوریت عاریتی نیست. سندی است از مردی که، در سطحی، گویا می‌دانست زمانش کوتاه است — فارغ از آنکه از شکلی که آن مرگ می‌گرفت چه می‌دانست یا نمی‌دانست.

آهنگ‌های بیشتر