امشب به قصه دل من

Emshab Ba Qesa Dele Man

Ahmad Zahirآثار ماندگاراستودیو · دری

متن آهنگ

به‌روزرسانی متن · July 2026

آوانویسی (تلفظ لاتین)

Imshab ba qesaee dile man gosh mekoni Farda mara cho qesa faramosh mekoni

Dastam namerasad ke dar aghosh geramat Ay mah ba ki dast dar aaghosh mekoni

Dar saghar tu chist ke ba joraye nekhost Hoshyar o mast ra hama madhosh mekoni

May josh mezanad ba dil khom bya bibin Yade agar ze khon seyawash namekoni

Gar khosh mekoni sokhane khosh bogoyamat Behtar ze gawhare ke tu dar gosh mekoni

Jame jahan ze khon dil ashiqan por ast Hormat negahdar agarash nosh mekoni

Saya cho sham shola dar afghandaye bajam Zein dastan ba lab khamosh mekoni

متن اصلی

امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی فردا مرا چو قصه فراموش ميکنيی

دستم نميرسد که در آغوش گيرمت اي ماه با که دست در آغوش ميکنی

در ساغر تو چيست که با جرعه نخست هوشيار و مست را همه مدهوش ميکنی

می جوش ميزند به دل خم بيا ببين يادی اگر ز خون سياووش نمی کنيی

گر گوش ميکنی سخنی خوش بگويمت بهتر ز گوهری که تو در گوش ميکنی

جام جهان ز خون دل عاشقان پُر است حرمت نگاهدار اگرش نوش ميکنی

سايه چو شمع شعله در افکندۀ بجمع زين داستان با لب خاموش ميکنی

امشب به قصهٔ دل من — ترانه‌ای که خود را چون داستان می‌سازد، حالِ دل در قالبِ روایت. شب، هنگامِ درخورِ گفتنِ آنچه روز در خود نمی‌گنجاند.

درباره این ضبط

امشب، قصهٔ دل من. ترانه خود را چون داستانی می‌سازد که در آستانهٔ گفته‌شدن است، در تاریکی، جایی که هیاهوی روز به آن نمی‌رسد. «قصه» به معنای حکایت است و وعدهٔ یک قوس را می‌دهد — آغاز، میانه، پایان، احساسی که زمانِ لازمش به آن داده می‌شود. گفتنِ قصهٔ دل این‌جا کارِ کوچکی نیست؛ نخستین وظیفهٔ شاعر است، همان دلیلی که شعر برایش هست. احمد ظاهر آن را با همین جدیت برمی‌گیرد، در حالی که فضا را آن‌قدر گرم نگه می‌دارد که ترانه ترانه بماند و هرگز موعظه نشود.

آهنگ‌های بیشتر