اولین عشقم تو بودی

Awaleen Eshqam Tu Bodi

Ahmad Zahirآثار ماندگاراستودیو · دری

متن آهنگ

به‌روزرسانی متن · July 2026

English Translation

You were my first love, you were my last love You left me, you took my heart, you spoke of me to the world You multiplied my pain and grief — in the silence of midnight I sat alone with myself and sang my own death-song Would that I had never existed, would that I had never existed

Tell me yourself — what are you to me? Willful and proud and intoxicated Love means dying halfway, cutting the thread of existence Would that I had never existed, would that I had never existed

O love, where have you gone again? You are the grief of all the world With my despondent heart you have been companion for years Would that I had never existed, would that I had never existed

آوانویسی (تلفظ لاتین)

Awaleen ishqam tu bodi, aakhreen ishqam tu bodi Rafti az man dil grefti, ba gape mardom namodi Dard o andoham fezodi, dar sokote nima shabha Ba khodam tanha neshtastam, naghmaye margam sorodam Kash hargez man naboodam, kash hargez man naboodam

Khod bogo ba man chi hasti? sarkash o maghroor o masti Ishq yane nima mordan, rishtaye hasti boridan Kash hargez man naboodam, kash hargez man naboodam

Ah ay ishq baz kojaye? az jahane ghosahaye Ba dile afsordaye man, salha shod ashenaye kash hargez man naboodam, kash hargez man naboodam

متن اصلی

اولين عشقم تو بودی، آخرين عشقم تو بودی رفتی از من دل گرفتی، با گپ مردم نمودی درد و اندوهم فزودی، در سکوت نيمه شب ها با خودم تنها نشستم، نغمه مرگم سرودم کاش هرگز من نبودم، کاش هرگز من نبودم

خود بگو با من چه هستی؟ سرکش و مغرور و مستی عشق يعنی نيمه مردن، رشته ی هستی بريدن کاش هرگز من نبودم ، کاش هرگز من نبودم

آه ای عشق باز کجايی؟ از جهان غصه هايی با دل افسردۀ من، سالها شد آشنايی کاش هرگز من نبودم ، کاش هرگز من نبودم

آگهی / تبلیغات

تو نخستین عشقم بودی — وزنِ ویژهٔ آنچه نخست می‌آید، عشقی که هر تجربهٔ پس از آن را عیار می‌زند. ضبطی از سرآغاز و از نخستین فقدان.

درباره این ضبط

تو نخستین عشقم بودی، و «اولین» تمامِ وزن را با خود دارد. نخستین عشق تنها زودترین نیست؛ همانی است که معیاری می‌گذارد که هر چه پس از آن می‌آید با آن سنجیده می‌شود، که معمولاً یعنی همانی که هر چه پس از آن می‌آید را کمتر می‌نمایاند.

احمد ظاهر آن را بی تلخی می‌خواند، با آرامشِ روشن‌بینِ مردی که با خود کنار آمده. نخستین عشق این‌جا سوگواری نمی‌شود. تنها به رسمیت شناخته می‌شود — حقیقتی ثابت از زندگیِ درونی که فارغ از هر چه پس از آن آمده، درست می‌ماند.

آهنگ‌های بیشتر