اگر تو یارک من باشی

Agar Tu Yarak Man Bashi

Ahmad Zahirآثار ماندگاراستودیو · دری

متن آهنگ

به‌روزرسانی متن · July 2026

آوانویسی (تلفظ لاتین)

Agar tu yarake man bashi Man ba donya ghame nadaram Agar tu yarake man bashi Man ba donya ghame nadaram

Agar tu mehmane man bashi Man ba donya hama ra daram Agar tu mehmane man bashi Man ba donya hama ra daram

Agar yak shab tu aye ba baram Hama golha basarat mepasham Agar yak shab tu aye ba baram Hama golha basarat mepasham

Agar tu yad nemaye az man Az khoshi ta ba sahar megoyam Agar tu yad nemaye az man Az khoshi ta ba sahar megoyam

Ke tu dildare mani Ke tu janane mani Ke tu ghamkhare mani Dostat daram

Ke tu dildare mani Ke tu janane mani Ke tu ghamkhare mani Dostat daram

Agar tu yarake man bashi Man ba donya ghame nadaram Agar tu mehmane man bashi Man ba donya hama ra daram

Agar yak shab mehraban shawi Az roye lotf begiri khabaram Agar az naz ba soyam khandi Bekhasham dardi ra ba chashme taram

Ke tu dildare mani Ke tu janane mani Ke tu ghamkhare mani Dostat daram

Ke tu dildare mani Ke tu janane mani Ke tu ghamkhare mani Dostat daram

Agar tu yarake man bashi Man ba donya ghame nadaram Agar tu mehmane man bashi Man ba donya hama ra daram

Agar tu yarake man bashi Man ba donya ghame nadaram Agar tu mehmane man bashi Man ba donya hama ra daram

Agar tu yarake man bashi Man ba donya ghame nadaram

متن اصلی

اگر تو يارک من باشی من بدنيا غمي ندارم اگر تو يارک من باشی من بدنيا غمي ندارم

اگر تو مهمان من باشی من بدنيا همه را دارم اگر تو مهمان من باشی من بدنيا همه را دارم

اگر يک شب تو آيی به برم همه گلها بسرت می پاشم اگر يک شب تو آيی به برم همه گلها بسرت می پاشم

اگر تو ياد نمايی از من از خوشی تا به سحر می گويم اگر تو ياد نمايی از من از خوشی تا به سحر می گويم

که تو دلدار منی که تو جانان منی که تو غمخوار منی دوستت دارم

که تو دلدار منی که تو جانان منی که تو غمخوار منی دوستت دارم

اگر تو يارک من باشی من بدنيا غمي ندارم اگر تو مهمان من باشی من بدنيا همه را دارم

اگر يک شب مهربان شوی از روی لطف بگيری خبرم اگر با ناز به سویم خندی بکشم دردي را به چشم ترم

که تو دلدار منی که تو جانان منيی که تو غمخوار منی دوستت دارم

که تو دلدار منی که تو جانان منيی که تو غمخوار منی دوستت دارم

اگر تو يارک من باشی من بدنيا غمي ندارم اگر تو مهمان من باشی من بدنيا همه را دارم

اگر تو يارک من باشی من بدنيا غمي ندارم اگر تو مهمان من باشی من بدنيا همه را دارم

اگر تو يارک من باشی من بدنيا غمي ندارم

حالتِ شرطی — «اگر یارکِ من باشی» — جهانی را می‌گشاید که گوینده تنها در خیال در آن می‌زید. غزلی که بر گردِ امکانی تحقق‌نیافته ساخته شده.

درباره این ضبط

همه‌چیز به نخستین واژه بند است: اگر. ترانه در جهانی می‌زید که وجود ندارد — جهانی که در آن دوستیِ معشوق به‌سادگی داده شده — حال آنکه خواننده در جهانی می‌ایستد که هست. احمد ظاهر نمی‌گذارد سرد شود. در صدای او «اگر» آزمونِ فکری نیست بلکه خواستنِ ساده است، از مردی که دقیقاً می‌داند چه می‌خواهد و همان‌قدر خوب می‌داند که این خواستن همیشگی است.

آهنگ‌های بیشتر