سحر میگفت بلبل
Sahar Meguft Bulbul
متن آهنگ
بهروزرسانی متن · July 2026English Translation
At dawn the nightingale was saying to the gardener: In this garden nothing grows but the sapling of grief
The desert thorn survives to reach old age But the rose dies as soon as it blooms in youth
I heard the moth say in the realm of non-existence: Give me one breath of life's burning fever
At dawn, scatter my ashes to the wind But give me one night of burning and of music
آوانویسی (تلفظ لاتین)
Sahar megoft o bulbul baghban raa Dar ein bagh joz nehal gham naroyad
Ba piri merasad khar beyaban Wali gul chon jawan gardad bemirad
Shanidam dar aadam parwana megoft Dame az zendagi taab o tabam bar
Perayshan kon sahar khakestaram raa Wale soz o saaz yak shabam deh
متن اصلی
سحر میگفت بلبل باغبان را در این باغ جز نهال غم نروید
به پیری می رسد خار بیابان ولی گل چون جوان گردد بمیرد
شنیدم در عدم پروانه میگفت دم از زندگی تاب و تبم بر
پریشان کن سحر خاکسترم را ولی سوز و ساز یک شب ام ده
سحر میگفت بلبل — بلبل چون منِ دیگرِ شاعر، پرندهای که از گل و اندوه میسراید. سحر همچون ساعتِ مرزی که پیامِ بلبل در آن شنیده میشود.
درباره این ضبط
سحر میگفت بلبل — و بلبل خودِ شاعر است. شعر فارسی بر عشقِ ناکامِ این پرنده به گل میچرخد: برای چیزی زیبا و خوشبو میسراید که تا صبح رفته است و هرگز بهدست نمیآید. سرودن چون بلبل یعنی خود را اخلاصِ همیشگی و بیپاداش خواندن.
احمد ظاهر ساعت را هم میگیرد. ترانه چنان مینماید که در نورِ نازکِ پیش از بیدارشدنِ جهان میزید، آنگاه که صدای پرنده روشنترین است و روز هنوز چیزی از کسی نخواسته.