من نگویم که مرا از قفس
Man Nagoyam Ka Mara Az Qafas
غزل زندان بهار (۱۳۱۲): مرغ در قفس آزادی نمیخواهد، تنها میخواهد قفسش را به باغی ببرند. در صدای احمد ظاهر، سرود کرامت در اسارت شد.
درباره این ضبط
متن آهنگ
English Translation
I will not say: free me from this cage Only carry my cage to a garden, and gladden my heart
The season of roses is passing — companions, for God's sake Sit in a garden somewhere, and remember me
Nightingales! The damask rose has entered the meadow Cry out, all of you, to welcome its arrival
Remember this captive bird, O birds When you gaze on the rose, the tulip, and the boxwood
متن اصلی
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
فصل گل میگذرد همنفسان بهر خدا بنشینید به باغی و مرا یاد کنید
عندلیبان گل سوری به چمن کرد ورود بهر شاباش قدومش همه فریاد کنید
یاد از این مرغ گرفتار کنید ای مرغان چون تماشای گل و لاله و شمشاد کنید
منبع شعری و اقتباس
Malek o-Shoara Bahar