کیستم من راهنورد
Keestam Man Rahnaward
متن آهنگ
بهروزرسانی متن · July 2026English Translation
Who am I? A wandering, mad traveler Bearing Majnun's wound from the hand of loneliness — I am a legend
Neither accepted by the ascetic, nor by the elder wine-seller Neither given a way to the mosque, nor to that tavern
I have fallen like a dry leaf from the tree of hope Neither given passage to the garden, nor to the fire-temple
I became no one's shadow, and no one became my shadow My settled manner is: to lay my heart at the door of a ruin
آوانویسی (تلفظ لاتین)
Kistam man? rahnaward aawara o diwanaye Dagh majnoonam ze dast be kasi afsanaye
Ne qaboole zahedam man, ne ze pire may ferosh Ne ba masjid rah dadand, ne dar aan maykhanaye
Barg khoshkam az darakh arezo oftada am Ne ba golshan rah dadand ne dar atashkhanaye
Ne kase raa saya gashtam ne kase shod saya-am Shewa-e araamam man dil ba dar wairana-am
متن اصلی
کيستم من؟ رهنورد آواره و ديوانه يی داغ مجنونم ز دست بی کسی افسانه يی
نی قبول زاهدم من، نی ز پير می فروش نی به مسجد راه دادند، نی در آن ميخانه يی
برگ خشکم از درخت آرزو افتاده ام نی بگلشن راه دادند نی در آتشخانه يی
نی کسی را سایه گشتم نی کسی شد سایه ام شیوه ی آرام ام من دل به در ویرانه ای
کیستم من رهنورد — پرسشِ خودِ آن آوارهای که هویتش را در حرکت میجوید نه در مکان. عشق همچون شرطی که هر خانهٔ ثابتی را ناممکن میکند.
درباره این ضبط
کیستم من، یک رهنورد — گوینده همان «آواره» است، سرگردانی بی خانهٔ ثابت. آواره تنها بیخانمان نیست، بلکه از بند رها و بیقرار است، کسی که عشق یا فقدان هر جای ماندنی را برایش ناممکن کرده است. «کیستم من» اینجا سرگشتگی نیست؛ اعترافِ صادقانهای است که سرگردانی، خودِ او را دگرگون کرده است.
جلد پنجم نامش را، آواره، از همین چهره میگیرد، و این قطعه به آلبوم قابش را میدهد. مسافری که از سرشتِ خود میپرسد همان خوانندهای است که میسنجد موسیقیاش چه میکند — اینکه حملِ ترانهها در فاصلههایی که عشق پیوسته میگشاید چه معنایی دارد.