Haasha Ke Man Ba Mowsum
Haasha Ke Man Ba Mowsum
متن آهنگ
بهروزرسانی متن · July 2026English Translation
God forbid that in the season of roses I should abandon wine I boast of wisdom — when would I ever do such a thing?
The clamor of the seminary has troubled my heart For a while I shall also attend to the beloved and to wine
Since they kneaded my clay with wine from eternity Tell the claimant why I would abandon it
آوانویسی (تلفظ لاتین)
Haasha ke man ba mowsum-e gul tark-e mai kunam Man laaf-e aql maizanam een kaar kai kunam
Az qaal-o-qeel-e madrasa haal-e delam gereft Yak chand neez khedmat-e ma'ashooq-o mai kunam
Khake mara cho dar azal az may sereshta-and Ba modaye bego ke chora tarke may konam
متن اصلی
حاشا که من به موسم گل ترک می کنم من لاف عقل می زنم اين کار کی کنم
از قال و قيل مدرسه حالی دلم گرفت يک چند نيز خدمت معشوق و می کنم
خاک مرا چو در ازل از می سرشته اند با مدعی بگو که چرا ترک می کنم
دفاعیه معروف حافظ از میخوار در برابر متدینان — احمد ظاهر آن را بیانیه آزادی شخصی میخواند.
درباره این ضبط
حافظ در عاصیترین حالش. با تسلطِ کامل بر خردِ خویش، گوینده می و معشوق را بر مسجد و مدرسه برمیگزیند و پارسایان را به مجادله فرا میخواند. منطقِ زیرین صوفیانه است: عبادتِ رسمی نمایش است، و میخانه جایی است که چیزی واقعی رخ میدهد.
احمد ظاهر آن را صاف و ساده میخواند، بیشتر مردی که اعلام میکند چگونه میخواهد زندگی کند تا عالمی که استدلال میآورد. در کابلی که او را ساخت، این میتوانست همزمان شعرِ مقدس باشد و اعلامِ آزادیِ شخصی، در یک نفس، بی هیچ حسِ تناقض.