الهی من نمیدانم
Ellahi Man Namidanam
الهی من نمیدانم — ترانهٔ تسلیمِ فهم: من نمیدانم؛ تو به علم خود میدانی. سادهترین بیان فروتنی او در برابر خداوند.
درباره این ضبط
«الهی من نمیدانم» بر یک حرکت واحد میچرخد و آنقدر تکرار میشود تا به نوعی آرامش بدل گردد: اعترافِ ندانستن، که هر بار با اعتماد به دانشی بزرگتر از دانش خودِ خواننده پاسخ میگیرد. من نمیدانم؛ تو به علم خود میدانی. این به کهنترین رگهٔ شعر نیایشی فارسی برمیگردد، جایی که پذیرفتن نادانی خود نه شکست، که آغاز نوعی آرامش است.
در میان آثار احمد ظاهر، این ضبط اندکی جدا میایستد: کمآرایهتر از ترانههای عاشقانهاش، رو به بالا خطاب میشود نه رو به معشوق. عمر درازی در لحظههای اندوه یافته است — دستبهدست، نقلقول، و بارها پخششده از سوی شنوندگانی که در پی زبانی برای پذیرشاند. در میان مهاجران، از پرشنیدهترین ضبطها در مراسم یادبود است.