باز آی کنارم بنشین
Baz Aye Kenaram Benashen
متن آهنگ
بهروزرسانی متن · July 2026English Translation
Come again and sit beside me — so that I may tell you What cannot be told in a hundred letters and books
Never mind — what need is there for words, when my gaze Says to you what cannot be said in language
Far from you in this house — joy-slaying and silent My days and nights were all a mirror of grief
O kernel of hope placed in my nonbeing After you, my existence was a mist from the cloud of pain
آوانویسی (تلفظ لاتین)
Baz ayo kenaram beneshin ta ba tu goyam An ra ke ba sad nama o daftar natwan goft
Hasha ch neyaze ba sokhan zanke negaham Goyad ba tu aanra ke nashayad ba zoban goft
Dor az tu dar ein khanaye shadi kosh o khamosh Rozan o shabanam hama ayenaye gham bood
Ay hastaye omid nehad nesti man Baad az tu wojodam name az abre alam bood
متن اصلی
باز آی و کنارم بنشين تا به تو گويم آن را که به صد نامه و دفتر نتوان گفت
حاشا چه نيازی به سخن زانکه نگاهم گويد به تو آنرا که نشايد به زبان گفت
دور از تو در اين خانه، شادی کُش و خاموش روزان و شبانم همه آئينه ی غم بود
ای هسته ی اميد نهد نيستی من بعد از تو وجودم نمی از ابر الم بود
باز آی کنارم بنشین — سادهترین خواهشی که عاشق میتواند بکند. نزدیکی است آنچه خواسته میشود، نه تصاحب، نه همیشگیبودن — تنها حضورِ معشوق، اینجا، اکنون.
درباره این ضبط
باز آی، کنارم بنشین — سادهترین چیزی که عاشق میتواند بخواهد. نه اعلامی، نه وعدهٔ همیشه، تنها حقیقتِ سادهٔ معشوق که آنقدر نزدیک باشد که بتوان لمسش کرد. در این شعر همین نزدیکی خود لطفی است که هرگز نباید مسلّم گرفته شود. احمد ظاهر آن را سنجیده نگه میدارد: گرمای سازبندی با گرمای خواهش برابر است و هیچکدام زیاده نمیروند. خواهشی مهارشده، و همین مهار آن را خواناتر میکند نه کمتر.