آغاز راه

سال‌های شکل‌گیری

پیش از آنکه صدای افغانستان شود، نوجوانی بود در لیسه حبیبیه با یک اکوردیون — و خانواده‌ای که برایش آینده‌ای کاملاً متفاوت می‌خواست.

۰۱

لیسه حبیبیه: بلبل حبیبیه

در معتبرترین لیسهٔ کابل، پسر سیاست‌مدار برجستهٔ کشور با چند هم‌صنفی گروهی ساخت به نام «آماتورهای حبیبیه». آن‌جا بود که لقبی گرفت که نخستین نشانهٔ سرنوشتش بود: بلبل حبیبیه. اکوردیون می‌نواخت، می‌خواند، و صنف‌ها را به کنسرت بدل می‌کرد.

۰۲

خانه‌ای میان سیاست و فرهنگ

پدرش، دکتور عبدالظاهر، طبیب و سیاست‌مداری بود که بعدها صدراعظم افغانستان شد و از معماران قانون اساسی ۱۳۴۳ بود. در چنین خانه‌ای، راه پسر ظاهراً روشن بود: تحصیلات عالی، دیپلماسی، سیاست. موسیقی — شغل مطربان — در شأن این خانواده نبود. انتخاب موسیقی، نخستین سرکشی او بود.

۰۳

هند: دو سال دور از خانه

برای تحصیل به هند رفت و دو سال در آن‌جا ماند. سنت کلاسیک هندوستانی، صحنهٔ موسیقی فیلم، و فاصله از کابل، به او چیزی داد که هیچ هم‌نسلش نداشت: گوشی جهانی برای موسیقی، و اعتماد به نفسی برای آمیختن سنت‌ها.

۰۴

کابل تایمز: روزنامه‌نگار جوان

پس از بازگشت، مدتی در روزنامهٔ انگلیسی‌زبان کابل تایمز کار کرد — تجربه‌ای که نشان می‌دهد جهان او چقدر از تصویر کلیشه‌ای یک «آوازخوان» فراتر بود: جوانی دوزبانه، جهان‌دیده، در قلب زندگی روشنفکری کابل.

۰۵

نخستین ضبط‌ها

و سرانجام، استودیو. نخستین ضبط‌های رسمی او در اواخر دههٔ چهل خورشیدی، آغاز دهه‌ای شد که موسیقی افغانستان را برای همیشه تغییر داد. بلبل حبیبیه، صدای افغانستان شده بود.

ادامهٔ داستان

زندگی‌نامهٔ کامل